شب‌زوزه‌

غبار

Posted in کوته‌نوشت by گرگ شب on ژانویه 30, 2012

غبار اندوهی که روی دلم نشسته و خاکی که اینجا گرفته

پوچ

Posted in کوته‌نوشت by گرگ شب on ژانویه 28, 2012

تمام روز خواستم احساسم رو روی کاغذ بیارم، احساس‌هایی متنوع و پرشمار، اما دریغ از یک لغت.

سراسر احساس بودم، احساس‌هایی که همگی پوچ بودند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.