شب‌زوزه‌

سوره‌ی شریفه‌ی آش

Posted in مناجات by گرگ شب on ژوئن 6, 2010

الف سین اچ! (۱) قسم به نخود (۲) و قسم به لوبیای سحرآمیز (۳) که در آن نشانه‌هایی است برای اهل شکم (۴) و ما آش را نیافریدیم جز برای مؤمنان (۵) بشارت ده به کسانی که ایمان آوردند (۶) برای آنان نهرهایی از آش روان جاری سازیم (۷) و حوریان آشپز (۸) و آنان را بشارت ده به کولرهای گازی تا هر چه آش بخورند، گرمشان نشود (۹) ال‌جی شما را به خواندن ادامه‌ی سوره دعوت می‌کند (۱۰) و همانا چاپ کتاب‌مان در لوح آسمانی خرج دارد (۱۱) پس اسپانسر گرفتیم (۱۲) و تبلیغات می‌کنیم (۱۳) لیکن آنان که کفر ورزیدند (۱۴) و در زمین تنها تنها آش خوردند و فساد کردند (۱۵) آنان را در دیگ‌هایی از آش سوزان قرار خواهیم داد و رشته‌ها در حلق‌هاشان فرو بریم و نخود در بینی‌هاشان (۱۶) که همانا بسوزند و نفس نکشند تا بنفش شوند (۱۷) و ما بخندیم (۱۸) و خداوند خفن الخافنین است (۱۹) :عینک دودی (۲۰)

Tagged with: ,

گوش کن

Posted in مناجات by گرگ شب on مارس 10, 2010

خدایا…
«گوش کن…
وزش ظلمت را می‌شنوی؟»

Tagged with: ,

خدایی که از یاد برد

Posted in مناجات by گرگ شب on فوریه 25, 2010

خدایا…
این منم، من!
به خاطر داری؟
من آدمم، فراموشت کردم
تو چرا مرا از یاد بردی؟
مگر خدا نبودی؟

Tagged with: ,

و تنهاترین، خداست…

Posted in مناجات by گرگ شب on ژانویه 19, 2010

خدایا
چرا تنها نشستی اون بالا؟
حتما می‌ترسی بیای روی زمین
آره اینجا جای خوبی نیست
اما هنوز آدم خوب پیدا می‌شه
بیا پیش خودم، هر دو از تنهایی در می‌آییم…

Tagged with: ,

خدا…

Posted in مناجات by گرگ شب on دسامبر 30, 2009

خدا…
چه جوری ساکت می‌مونی؟
تا کی می‌خوای صبر کنی؟
نگو کاری ازت نمیاد!
نکنه تو هم…
نکنه تو هم بازیچه شده باشی؟
می‌فهممت… می‌فهمم

Tagged with: ,
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.