به خود رسیدن
یادمه یه روزی خطاب به من چیزی نوشتی، گشتم پیداش نکردم.
همچین چیزی بود: «احساس میکنم هنوز درگیر مسئلهایه که تموم شده، خیلی وقته تموم شده».
یه نگاه تو آینه کن.
تو مرا میفهمی…دی…
تو مرا میفهمی
من تو را میخواهم
و همین سادهترین قصهی یك انسان است
تو مرا میخوانی
من تو را نابترین شعر زمان میدانم
و تو هم میدانی تا ابد در دل من خواهی ماند
(نمیدانم از کیست)
پ.ن: به خاطر بیاور
دل دیوانه
پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام، دل دیوانه
با غم دیرینهام
به مزار سینهام
بخواب آرام، دل دیوانه
پ.ن: از «رهی» بعضی جاها به عنوان شاعر این شعر یاد شده اما بعید میدونم. ترانه هم دو اجرا داره، یک «الهه» دو «ویگن»

1 comment