شب‌زوزه‌

به خود رسیدن

Posted in گاه‌نوشت by گرگ شب on اکتبر 24, 2011

یادمه یه روزی خطاب به من چیزی نوشتی، گشتم پیداش نکردم.

همچین چیزی بود: «احساس می‌کنم هنوز درگیر مسئله‌ایه که تموم شده، خیلی وقته تموم شده».

یه نگاه تو آینه کن.

Tagged with:

Anniversary

Posted in گاه‌نوشت by گرگ شب on ژوئن 27, 2011

A day to be remembered..

یکشنبه ۶ تیر ۱۳۸۹ - دوشنبه ۶ تیر ۱۳۹۰ خورشیدی

دلم اسم تو رو فرياد ميزنه

Posted in کوته‌نوشت by گرگ شب on مه 12, 2010

حالا من موندم و یک دونه ورق
که اونم از اسم تو سیاه می‌شه…

Even though it hurts

Posted in کوته‌نوشت by گرگ شب on مه 9, 2010

I don’t care if I lose my mind…

دل دیوانه

Posted in کوته‌نوشت by گرگ شب on مارس 7, 2010

دل دیوانه‌ی من به غیر از محبت گناهی ندارد…

Tagged with: ,

تو مرا می‌فهمی…دی…

Posted in شعر by گرگ شب on مارس 5, 2010

تو مرا می‌فهمی
من تو را می‌خواهم
و همین ساده‌ترین قصه‌ی یك انسان است
تو مرا می‌خوانی
من تو را ناب‌ترین شعر زمان می‌دانم
و تو هم می‌دانی تا ابد در دل من خواهی ماند

(نمی‌دانم از کیست)

پ.ن: به خاطر بیاور

دل دیوانه

Posted in ترانه by گرگ شب on ژانویه 24, 2010

پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام، دل دیوانه
با غم دیرینه‌ام
به مزار سینه‌ام
بخواب آرام، دل دیوانه

پ.ن: از «رهی» بعضی جاها به عنوان شاعر این شعر یاد شده اما بعید می‌دونم. ترانه هم دو اجرا داره، یک «الهه» دو «ویگن»

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.